خرید بک لینک
چه کنم امشب ز فراغش نگرانم چه کنم رنجورم و در حال فغانم چه کنم گفتی که بمان شبی کنارم اما... وقت سحراست و غم فشانم چه کنم در حسرت دیدار طلوع خورشید شب تابه سحر درپی آنم چه کنم درگوشه ی این ملک سراسر آشوب وقتی که صلاح خود ندانم چه کنم گفتند هلا به حال خود غّره مشو من غّره نیَم روبه خزانم چه کنم

برچسب: نویسنده: علی پورعلی تاريخ: چهارشنبه 28 تير 1396 ساعت: 4:08

حال دل از پس پرده ببین حال دل زارم را تا که تیمار نمایی دل بیمارم را نیست امیدی اگر باز پشیمان شده ام تا که سامان دهی از روی کرم کارم را بارها از سرتقصیر گذشتی تو و باز بازم از راه خطا داده ام آزارم را سالها منتظر دیدن روی تو شدم گرچه دیدی تو فراوان غم رخسارم را در خودم سخت گرفتارم و در حال نز

برچسب: نویسنده: علی پورعلی تاريخ: چهارشنبه 28 تير 1396 ساعت: 4:08

سرمه ی چشمان ترم خاک پای تو بود سرمه ی چشمان ترم منتظر مانده ام ای ماه بیایی به برم من که در ظلمت و گمراهی دل وا ماندم تو چراغ رهی و من به رهت در گذرم بهر دیدار تو تا صبح نخوابم هرگز چشم بر راهم و مشتاق دعای سحرم من که عمریست به مولایی تو میبالم از سیاهی و پلیدی و گنه بر حذرم کاش مرغ سحر این ب

برچسب: نویسنده: علی پورعلی تاريخ: چهارشنبه 28 تير 1396 ساعت: 4:08

عاشقانه فریاد کنید در محضرش عاشقانه فریاد کنید از قلب شکسته ام دمی یاد کنید هر جا که مرید و مونس دلها رفت هم در پیِ او روید و امداد کنید تنها نگذارید به میدان برود دستی بدهید و مِهر بنیاد کنید او دُرّ نهان است به ویرانه مقیم همت بکنید و بازش آباد کنید فردای قیامتی اگر تنها شد در غربت او داد ز

برچسب: نویسنده: علی پورعلی تاريخ: پنجشنبه 8 تير 1396 ساعت: 22:11

صفحه بندی